سه شنبه ٢٠ آذر ١٣٩٧
English|صفحه اصلی|درباره خانه فرهنگ|اهم فعالیت ها|آموزش زبان فارسی|بایگانی اخبار|نقشه سايت|تماس با ما
منو اصلی

خلاصه عملکرد مهر ماه 97

عضویت در سرویس خبری
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

روزنامه: ایندین اکسپرس مورخ: 9 آوریل 2018

روایت نادرست

طبقه روشنفکر شبه سِکولار با در هم شکستن مفهوم شهروندی در هند، مسلمانان را در چهارچوبی که ناامنی در آن  به طرز ناباورانه ای جریان دارد، محصور کرده اند.

 در هند مستقل، معنا و مفهوم «ما مردم» به طور مستمر توسط نگرش کوته فکرانه مکتب سکولار در هم شکسته و آسیب دیده است. در طی سالیان دراز، تلاش های منفعت طلبانه زیادی در جهت ایجاد و گسترش نوعی ترس و واهمه در میان مسلمانان هند صورت گرفته است. بدین صورت که اگر هندوها که اکثریت غالب هستند دیدگاه حاکمیت اکثریت ها بر اقلیت ها را در پیش گیرند، حلقه بر مسلمانان تنگ تر شده و نگرانی و ناامنی در میان مسلمانان به اوج خواهد رسید.

سازمان های هندی برای مدت زمان مدیدی بدون هیچ دغدغه ای و با سهولت در خدمت تصمیمات و برنامه های مکتب حاکمیت اکثریت ها بر اقلیت ها بوده اند.

حزب کنگره که حزب تندروی آر اس اس را به عنوان عاملی مضر برای بقای مسلمانان هند می داند، خود قبل از استقلال هند به دلایل مشابه، مورد نکوهش قرار گرفته بود.

 اتحادیه مسلمان هند (AIML) در طی سال های ۱۹۳۷-۱۹۳۹میلادی در ایالت های مختلف هند دولت را ـ که حزب کنگره در آن بیشترین سهم را داشت ـ به حکومت هندوها تشبیه کرد و شدیدا مورد انتقاد قرار داد و در گزارشات متعددی منجمله گزارش پیرپور، گزارش کمال یار جونگ و گزارشات شریف، ادعای تبعیض علیه مسلمانان چه در بخش های آموزشی و چه در بخش مشاغل،  را مطرح کرد. همچنین وضع قانون در مورد نمادهای مذهبِ هندو ازجمله حمایت از گاو، پرچم ملی، پیشوند ماهاتما برای گاندی(ماهاتما یعنی دارای روح متعالی) و سرود  VandeMataram(سرودی مذهبی در تمجید سرزمین مادری) و غیرو. را  نیز نوعی تبعیض برشمرد. بنابراین همیشه ایده‌هایی از این قبیل که سرانجام مسلمانان به دین هندو گرایش پیدا خواهند کرد وجود داشته و اغلب ابعاد نامشخص روش های هندو در زندگی  را نشان می دهد.

این عوامل نوعی طرز فکر قربانی بودن را شکل دادند. سیاستمداران هندی و رهبران مسلمان حتی افرادی که به هیچ جناحی وابسته نبودند از تجربیات تلخ دوره‌ی استعمار هرچند به مقدار اندک پند گرفتند. علیرغم وجود تجربیات سکولار، طرح  بزرگ جواهر لعل نهرو برای مخالفت با اشاعه ی ایده های اتحادیه و در جهت کاستن ترس و وحشت در میان مسلمانان ، با شکست سختی روبه‌رو شد.

با گذشت زمان، سران حزب کنگره  به تفاوت میان " قسمتی از حقیقت و نه تمام آن، که اغلب باعث کج فهمی می شود" و "واقعیت گرایی" پی برده اند. شاید همین توجیهی بود برای مخالفت قاطع گاندی و نهرو با درخواست مسلمانان برای تحریم  حزب آر اس اس . در ۳۱ می سال ۱۹۴۶ اتحادیه مسلمانان در سرمقاله روزنامه Dawn   آشکارا گاندی و نهرو را از این بابت که قادر به تحت فشارقراردادن حزب آر اس اس نبودند مورد نکوهش قرار داد.

پس از استقلال هند، معنا و مفهوم « ما مردم» برای بارهای متمادی توسط کوته فکران سکولار شکسته شده و آسیب جدی دیده است. حس قربانی بودن بیش از پیش ملموس‌تر بوده و در اصلاحات به هیچ وجه مسلمانان در نظر گرفته نشده اند و با فراهم سازی شرایط ناموجه از مسلمانان خواسته شده تا در مورد مسایل خود با استفاده از معیارهایی خارج و ماورای قانون اساسی تصمیم گیری کنند. هرگونه ایده ای که تعریفی نامتعارف از سکولاریسم با مرکزیت اقلیت ها را  ارایه دهد و آن را به چالش بکشد از طرف طبقه‌ی حاکم و روشن فکر بالاخص مارکسیست های طرفدار نهرو به شدت غیر عادی تلقی می گردد.

حقایق صریح و بدون ابهام (از جمله حاکمیت اکثریت ها هرگز استبدادی و ظالمانه نبوده است و مفهوم قانونی "یک مردم" براساس تجربه تاریخی) به عنوان هدف اساسی "سازمان ملی وطن پرستی" در حاکمیت ضمنی اکثریت ها بر اقلیت ها، مورد انتقاد هستند. در فاصله ای که قانون اساسی در حال شکل گیری بود تلاشهایی برای اصلاح بنیاد و اساس بحث ما و تمرین مکتب سکولاریسم در حال اجرا بود.

زمانی که روال گزینش افراد بر مبنای مذهب برای سِمت های مختلف جامعه منسوخ شد، نهرو در واکنشی آن را تاریخی عنوان نمود. ذهنیت قربانی بودن و به همان اندازه ترس از اکثریت ها که در سلطه  هندو ها بود، به عنوان پسماندی از سیاست استعماریِ "اختلاف بینداز و حکومت کن" ، مدفون گردید.

اعضای اصلی مجلس برای مثال تجمل حسین، اِچ سی موخرجی ( نایب رئیسِ مسیحی مجلس) لُکناسمیشرا ، سردار پاتل و چندی دیگر سوگند یاد کردند که گذشته را رها کرده و روشی جدید در پیش گیرند که در آن به مبارزه با سندروم اقلیت پردازند یعنی اجازه ندهند که اقلیت ها با همکاری با  دشمنان به قدرت برسند، بلکه تلاش نمایند تا در کنار دوستان و هم پیمانان و با تکیه بر تاریخ خود شناخته شوند.

حسین اَپتلی می گوید که نبایستی مسلمانان را تنها به این علت که خدا را به طریقی متفاوت عبادت می کنند به عنوان اقلیت در جامعه در نظر  گرفت.

نتیجه سرشماری ۱۹۱۱ نشان داده که هندوهایی که در همسایگی غیر هندوها ساکن بودند هیچ ناراحتی از این بابت ابراز نکردند حتی بالعکس نسبت به وضعیت اجتماعی که نشان دهنده‌ اختلاف طبقاتی افرادِ برتر و  طبقه ای که عمدتاً افراد کارگر را شامل می شد، واکنش نشان دادند.

جنبش تلخیص، به هر گونه شکوفایی در اعتماد دوجانبه، ترویج دیدگاههای مذهبی در میان یکدیگر و احساس یکی بودن پایان داد. پایه و اساس متفاوت و خاص بودن برخلاف آنچه که در بین عموم رواج  دارد تنها در نتیجه ی یک اکثریت قدرتمند و متکی به نفس ظاهر نمی شود، بلکه وجود اقلیت جاه طلب سیاسی ـ مذهبی به ایجاد چنین عقیده ای در جامعه دامن می زند.

اقلیت های حاضر در جامعه‌ای هند از جمله زرتشتیان و یهودیان هرگز هیچگونه نگرانی از جانب اکثریت ها احساس نکرده‌اند، آنها حتی هرگز خود را جدا از جامعه ندانسته اند. با این حال، مسلمانان پس از دوره‌ی استعمار، در مورد ایجاد موسسات متعلق به اقلیت ها در زمینه ی آموزشی و اقتصادی و .. .به عنوان یک پشتوانه ای که در شرایط بد می توانند به آن متوسل شوند، بحث می کنند. از مفاد مواد ۲۹ و ۳۰ قانون اساسی نیز چنین برداشت می شود تا بدین وسیله حدفاصلی در میان مسلمانان و هندوها ایجاد شود.

جالب اینجاست که کمیته ساچار که در سال ۲۰۰۷ به منظور بررسی شرایط آموزشی و اقتصادی مسلمانان در هند تشکیل شد نتوانست حتی یک تاییدیه که بیانگر تبعیض آشکار علیه مسلمانان در موسسات آموزشی و یا در پیدا کردن کار باشد، دست یابد. همانگونه که همایون کبیر به درستی اشاره به این مطلب کرده است که تبعیض و طرفداری از یک گروه به علت کمیابی در منابع ایجاد می شود و  در هر حال مسئله ی تبعیض، به صورت سازمان یافته  رخ نمی دهد.

متاسفانه ما همچنان به حمایت از ایده هانتر، تاریخ دانی که در سال ۱۸۷۰ میلادی گفت که هندوها و بریتانیا در تخریب مسلمانان در دوران بعد از امپراطوری مغولها دست داشتند، ادامه می دهیم. گفته های وی از طرف پاکستان نیز مورد توجه قرار گرفت تا بتوانند به  دستکاری در نظام آموزشی که متناسب با دیدگاه مسلمانان باشد ، دست بزنند.

چشم انداز شبه سکولارها بدون تغییر و دست نخورده باقی ماند. مسلمانان در حال ترقی اکثراً از جناح چپ، برای مثال آسیف علی عسقا فیزی، همایون کبیر، معین شاکر، کسانی که بازنگری در مشکل مسلمان را خواستار شده و آن را شرط قرار دادند و از قانون مدنی یکسان برای همه حمایت کردند، به آسانی از مباحث شبه سکولارها حذف شدند. لزوم اصلاحات ساختاری در جامعه‌ای مسلمانان با فرهنگ بومی و میراث عقلانی  اصلا در نظر گرفته نمی شوند.

مباحثه های هارش ماندِر و راماچاندرا گوها از تحلیل روایت حیله قربانی بودن که بطور احمقانه ای در جامعه منتشر شد، باز ماند. روانشناسی اقلیت بودن که حالت تضعیف کننده دارد یک سد عاطفی غیر قابل عبور ایجاد می کند. مکتب "مولتی کاالچرالیزم" یا همان مکتب وجود فرهنگ های مختلف در جامعه، مخالف محدود کردن جوامع در چهارچوب های غیر قابل نفوذ است و به دنبال ادغام و به نتیجه رساندن خواسته ها و دیدگاههای عمومی می باشد.

مشکل مسلمانان، نیازمندگفتگوهای وسیع انتقادی از طرف هر دو جناح می باشد.


١٥:١٧ - چهارشنبه ١٧ مرداد ١٣٩٧    /    شماره : ٧١٠٤٩٨    /    تعداد نمایش : ٥٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




شبکه های اجتماعی

  

 

لينك‌ها

       

      

    

    

  

       

   

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 271359
 بازدید امروز : 84
 کل بازدید : 906262
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0.8125