سه شنبه ٢٠ آذر ١٣٩٧
English|صفحه اصلی|درباره خانه فرهنگ|اهم فعالیت ها|آموزش زبان فارسی|بایگانی اخبار|نقشه سايت|تماس با ما
منو اصلی

خلاصه عملکرد مهر ماه 97

عضویت در سرویس خبری
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

روزنامه:ایندین اکسپرس مورخ: 9 اکتبر

فراخوان مجدد قدرتهای سابق به منطقه

یکی از دلایل فراخوان دوباره فرانسه و انگلستان به خلیج فارس از سوی کشور های عرب، احساس خطر و عدم امنیت این کشورها  از حضور ایران است که حتی حمایت آمریکا از آنها در مقابل ایران نیز دیگر چاره ساز نمی باشد.

جمهوری اسلامی ایران را یک کشور عادی تلقی کنیم و یا یک مسبب؟ هِنری کیسینجر رهبر مذهبی سیاست خارجی مدرن، خیلی پیش تر، این سؤال اساسی را با شفافیت راهبردی خاصی مطرح کرد. وی اینگونه توضیح داد که، اگر ایران کشوری عادی که مطابق با منافع ملی اش فعالیت می کند حرکت می کرد، حل این اختلافات از طریق تراضی امکان پذیر می شد، اما اگر ایران انقلابی، به اشاعه طرز تفکر خود در خارج از مرزهایش بپردازد و باعث بی ثباتی در کشورهای همسایه اش گردد،  هیچ گزینه ی دیگری جز فشار، برقراری توازن و مهار برای دیگر کشورهاباقی نمی ماند.

برای اکثر حکومت های عرب، جواب سؤال کیسینجر مشخص بود، از نظر آنها، آنچه که  آیت الله خمینی  در طی سالهای۷۹- ۱۹۷۸ تشکیل داد، یک انقلاب بود. انقلابی که زنگ خطری برای مشروعیت و بقا  حکومت های عربی به شمار می رفت. اما این به معنای تعبیر بد دولت های عرب از انقلاب ایران نبود. تا اینکه ایت الله خمینی کنترل موج خروشان مردمی  علیه شاه ایران را به دست گرفت و آن را به یک انقلاب اسلامی مبدل ساخت . انقلابی که همه ـ از کمونیست ها گرفته تا دموکرات‌های آزادی خواه، ازبازاری ها تا روحانیون سنتی ـ را شامل می شد. اینجا بود که شرایط برای تعبیر بد از مقاصد این انقلاب شکل گرفت. همانند روسیه بولشِویکی و چین مائویستی، ایران انقلابی نیز مقاصد بین المللی خود را بر شرایط گسترده چهار چوب بندی کرد و آشکارا از تلاشش برای براندازی نظام منطقه ای موجود در خاورمیانه سخن گفت. امام خمینی مسئله ی فلسطین را از جهان عرب  ـ عربهای که  مخالف استعمار و صهیونیسم بوده و از نهضت فلسطینیان حمایت می کنند ـ خارج و به مسئله ی جهان اسلام تبدیل کرد. برخلاف بولشِویکی ها و مائوئست ها، طرفداران امام خمینی  مقاصد بین المللی خود را بر شرایط مذهبی چهار چوب بندی کردند.این که اسلامگرایی افراطی ایران، حکومت های معتدل و محافظه کار اسلامی  در شبه جزیره ی عرب را تهدید می کرد، مسئله ی تعجب برانگیزی نبود.عربهامخالفت و‌مبارزه علیه ایران را زمانی آغاز کردند که انقلاب ایران از جانب آنها نوعی تلاش  برای  براندازی شرایط موجود در منطقه ، محسوب شد.انها به صدام حسین،  رهبر قدرتمند عراق ـ کشور همسایه  ایران در خلیج فارس، روی اوردند اما سرانجام شرایط به گونه ای بسیار بد رقم خورد. صدام ، در نقش محافظ عربها در جهت  مقابله با اسلامگرایان ایرانی، وارد جنگی طولانی با تهران در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی شد، جنگی که هر دو ملت ایران و عراق را به خاک و خون کشید. اما صدام برای جبران خسارت‌ها ، دست به استثمارو چپاول زد. بعد ازغصب کویت توسط وی در سال ۱۹۹۰ میلادی، حکومت های عرب دست به دامن آمریکا شدند. آمریکا  ، نیز دریک عملیات گسترده نظامی در اوایل سال ۱۹۹۱ صدام را  از کویت بیرون راند، که این امر عواقب ناخواسته ی جدی را نیزبه همراه داشت. که از آن جمله می توان به شروع مخالفت اسامه بن لادن ـ کسی که در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی برای ترویج جهاد در افغانستان و مبارزه با سلطه شوروی با آمریکایی ها و عربستان سعودی همکاری داشت ـ با آنها اشاره کرد. اسامه بن لادن که از تصمیم عربستان سعودی در پذیرش گروههای غیر اسلامی در سرزمین مقدس عربها ناراضی بود گروه القاعده را در راستای مخالفت با قوانین آمریکایی و عربی طرفدار آن، ایجاد کرد. یک دهه بعد، در یازده سپتامبر القاعده به نیویورک و واشنگتن حمله کرد که آمریکا نیز در واکنش به این حمله به افغانستان لشکرکشی کرد. واشنگتن به جای اینکه به تحکیم و یکپارچه کردن افغانستان بپردازد، در سال ۲۰۰۳ میلادی به منظور براندازی صدام حسین به عراق حمله ی نظامی نمود. که عواقب ناگوار و ناخواسته ی بیشماری را به همراه داشت و قدرت نفوذ ایران در عراق جدید که از استبداد سکولار صدام رها شده بود، خصوصاً بر اکثریت های  شیعه که حال قدرتمند شده بودند ، بیشتر شد. حال دول عرب  ـ  از جنوب غربی آسیا تا خلیج فارس ـ که برای مدت زمان طولانی توسط سنی ها اداره می شد بایستی با کشوری که توسط شیعه ها اداره می شد - عراق- مواجه می گردید، که ‌این خود باعث  نگرانی عربها از بُعد جدیدی از تهدیدات ایران -حمایت تهران از اقلیت های شیعه در دیگر دولت ها، و یا شکل گیری به اصطلاح شیعه عثمانی ـ شد. از اواسط دهه‌ی اخیر تا کنون ، نیاز مقابله با سیاست ها ی خارجی شیعی ایران یکی از اولویت های فوری عربها بوده است. با توجه به آگاهی هر دو طرف از بهای سنگین اختلافات فرقه ای،  تلاشهای چندی از هر دو طرف در جهت رسیدن به  توافق با یکدیگر صورت گرفته است، که از آن جمله می توان به تلاشهای  رئیس جمهور وقت ایران ،محمد خاتمی برای دستیابی به راه حلی  برای از میان برداشتن اختلافات  در سال ۲۰۰۰ و نیز تلاشهای شاه عبدالله پادشاه وقت عربستان سعودی که تا  زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد  در منصب پادشاهی بود ،اشاره کرد . اما تمام رئیس جمهور های منتخب ایرانی یا محدود هستند و یا هیچگونه کنترلی بر سیاست های خارجی و امنیتی ندارند و این قدرت  فقط مختص رهبر،ایت الله خامنه ای- کسی که به نظر مخالف توافق است- می باشد. با به راه افتادن بهار عربی در طی سالهای ۱۲-۲۰۱۱ میلادی و شکل گیری تهدیدات جدید برای ثبات منطقه، مسئله ی ایران بیش از پیش برای کشورهای عرب منطقه چالش برانگیز شد. آنها از طغیان دوباره ی مسلمانان در مصر که از حمایت کشورهای ترکیه و قطر برخوردار بود، می ترسیدند. جدای از همه‌ی اینها، خیزش سنی های تندرو  در منطقه -حکومت اسلامی- تبدیل به مشکل اساسی عربهاشد.همزمان با فشارهای چندگانه بر حکومت های سنی عرب در منطقه، دولت اوباما توافق نامه ای را با ایران به منظور محدود کردن برنامه‌ی هسته ای آن، امضا کرد.اعلام پیمان نامه ی منع گسترش سلاح های هسته ای ایران از طرف امریکا، برای اعراب به معنای خاتمه ی انزوای بین المللی ایران و تقویت اقتصاد ایران  به واسطه ی برداشتن تحریم ها و حتی برقراری موازنه بیشتر مطابق با خواست ایران بود. انتخاب غیرمترقبه دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا این فرصت را برای حکومت های عرب منطقه فراهم کرد تا واشنگتن را به مخالفت با توافق نامه ی هسته ای ترغیب کنند. وابستگی طولانی مدت دولت های عرب منطقه به آمریکا به منظور  تامین امنیت ، نقطه ضعفی بزرگ است .با مشاهده‌ی رفتار های غیرمترقبه و غیر قابل پیش بینی آمریکا، عربها به روشنی دریافتند که اطمینان و اتکا مطلق به آمریکا کار ابلهانه ای است. به همین منظور در حین حفظ ارتباط با آمریکا، کشورهای دیگر همچون فرانسه و انگلستان را نیز به منطقه دعوت می کنند. آنها همچنین توسعه‌ی ظرفیت های نظامی ملی را در فهرست کاری خود دارند. کشورهای عرب منطقه به شدت از سیاست های روسیه و چین در حمایت از ایران در خاورمیانه ، ناراحت هستندامابا این حال عربها به عنوان واقعیت گرایان سیاسی در یک جو منطقه ای بی رحم ‌و کینه جو،  از مباحثه و همکاری با روسیه و چین در زمینه های مشترک کاملا خرسند هستند.اما رفتارهای هند ،کشورهای عرب را مبهوت و سراسیمه کرده است. سیاست های بازرگانی غیر سیاسی هند در قبال عربها و توهمات راهبردی بزرگ در رابطه با ایران، رفتارهای دوگانه ای هستند که هندی ها در منطقه ی خلیج فارس به کار می برند و این رفتار آنها، عرب ها را به شدت شگفت زده و مبهوت کرده است. مع الاسف که پرداختن به این مسئله  در این مقاله  نمی گنجند و زمانی دیگر را می طلبد.


١٠:١٥ - جمعه ٤ آبان ١٣٩٧    /    شماره : ٧١٤٧٩٢    /    تعداد نمایش : ٢٩


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




شبکه های اجتماعی

  

 

لينك‌ها

       

      

    

    

  

       

   

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 271368
 بازدید امروز : 99
 کل بازدید : 906277
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
 زمان بازدید : 0.8594